تبليغاتX
نسیم امید

نسیم امید

ازخانه هادی که بیرون می آیم بوی نم باران است که می پیچد در جانم... چقدر دلم تنگ شده است برای گیلان... به خانه که می رسم تمام پنجره ها را باز می کنم...منم و بوی باران، بوی سبزه، عطر خاک، شاخه های شسته، باران خورده، پاک ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 23:39  توسط نیما  | 

زمین دل مرده، سقف آسمان کوتاه

غبارآلوده مهر و ماه،

زمستان است!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 18:38  توسط نیما  | 

دلمان تنها بیشتر می گیرد از این دیدارها و دور هم بودن ها...دوره ای است که تمام شده و من هنوز به آن عادت نکرده ام...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 19:50  توسط نیما  | 

" یک نفس با ما نشستی"

با صدای ایرج بسطامی

آهنگ: حسین پرنیا

شعر: علی آذرشاهی

تقدیم به آ.ج

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 16:5  توسط نیما  | 

"شب و شام"

با صدای ستار

آهنگ: واروژان

شعر: شهریار قنبری

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 22:30  توسط نیما  | 

این روزها بخش برتری طلب وجودمان آزارمان می دهد. همان بخشی که می خواهد حرف حرف خودش باشد و دخالت و اظهار نظر سایرین کمترین. همان بخشی که فکر می کند می تواند و باید تمام کارها را خود انجام دهد و دوست می دارد همواره بهترین باشد. همان بخشی که وقتی به ناچار باید بپذیری که جاهایی کارت می لنگد سر به عصیان بر می دارد. همان بخشی که حاضر است تمام خیابان های شهر را پیاده گز کند ولی از کسی آدرس نپرسد، بخشی که کمک خواستن بلد نیست و ترجیح می دهد به روش خود، هر چند احمقانه، جلو رود. اما به ناچار باید ناتوانایی هایش، بی عرضگی هایش، کمبود هایش را بپذیرد و با آنها مقابله کند... سخت است پذیرفتن برای موجود برتری طلب!

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 22:20  توسط نیما  | 

اگر ساکن شمال ایران زمین نیستید یا با ساکنان این خطه نشست و برخاستی ندارید شاید محال باشد که از امکانات زبانی واژه "یارو" باخبر یاشید! این واژه با طیف بسیار گسترده ای از معانی مختلف قابل استفاده در نقاط مختلف جمله است و نقش های نگارشی مختلفی می پذیرد. فرکانس استفاده از این وازه در استارا (غربی ترین منطقه گیلان) صفر بوده و به تدریج در طول نوار سبز شمالی به سمت انزلی و رشت افزایش یافته و هر چه به شرق گیلان (لاهیجان و رامسر) و پس از آن در مازندران پیش می رویم بیشتر و بیشتر می شود. نگارنده این فرکانس را در ساری بیشینه می داند، جایی که جملاتی مانند "یارو یارو را یارو کرد" به صورت بسیار طبیعی به جای جمله هایی مانند "دزد مرغ را برد" یا "علی غذا را خورد" و حتی خود واژه به تنهایی به عنوان یک جمله کامل! استفاده می شود. و جالب اینکه مردمان به راحتی به منظور گوینده پی می برند. تصور کنید که شخص در میان جمله های مسلسل وارش به یک بار می گوید "یارو" ! و پس از آن که با تغییر قیافه شما که نفهمیده اید منظور را روبرو می شود می گوید "یارو دیگه!" و هنگامی که قیافه نفهمیدگیتان ادامه می یابد قهر کرده و یا فحش می دهد! و شما می مانید که چه باید کرد با این "یارو"!
این را نوشتیم که اگر زمانی یارو شدید، در نمانید و بدانید که یارو چیست یا کیست و چگونه می تواند "یارو شد" یا "یارو کرد" و خلاصه "یارو!" ....

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 17:40  توسط نیما  | 

با چه سوراخ فراخی می کند غربال 

آب را بر روی شهر این ابر مالامال

این چه بارانی است

که فرو می شوید از هر سنگ

وز هر خاطری

هر نام و نقشی را

راستی بی رحم بارانی است


کس نمی آرد به یاد از عهد تاتاران 

تا به اکنون این چنین باران

که فرو شوید ز دل ها شوق ها و

                            یادها و آرزوها را

                                                هر چه هر جا یادگارانی ست

این چه بارانی است


همچنان می شوید از آفاق 

هر چه در هر جای

خاک و خون و خاطره بر جاست

یا که هر سو یاد یارانی است

این چه بارانی است


این همان باران پیش از رستخیزان است

                                         که دلی را زنده نگذارد

راستی را، روزگارانی است!


با چه سوراخ فراخی می کند غربال 

آب را بر روی شهر این ابر مالامال 


تا کی آن باران دیگر باز

ز آسمان بر مردگان مرگ خواهد ریخت

زنده خواهد کرد هر پوسیده را و هر کجا یاد فراموشی


این که می بارد 

راستی بی رحم بارانی است


1374/2/12

محمدرضا شفیعی کدکنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 13:4  توسط نیما  | 

"بنفشه" با صدای مهستی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 20:5  توسط نیما  | 

"کمی با مدارا کن"

با صدای مهستی

آهنگ: ایرج افشار

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 13:49  توسط نیما  |